بررسی انسانشناسی علم مدرن براساس دیدگاههای تفسیری علامه مصباح یزدی «ره»
صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2052259.1090
سیدعلی حسنی آملی
چکیده تمدن جدید غربی با کمک علم مدرن-اعم از علوم طبیعی و علوم انسانی-توانسته است آدم و عالم را درنوردد و دنیای جدیدی برای انسان رقم بزند. علوم انسانی به عنوان نرم افزار تمدن جدید غربی دارای بنیانهای معرفتشناختی، هستیشناختی، انسانشناختی و ارزششناختی خاص بهخود است. لازمهی پذیرش این تمدن و به تبع آن این علوم تن دادن به این مبانی است. آیا میتوان علوم انسانی را همراه را با این مبانی پذیرفت؟ این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی در صد پاسخ گویی به این پرسش از منظر قرآنی براساس اندیشهی تفسیری یکی از مفسران مطرح عصر حاضر-علامه مصباح یزدی-است. براین اساس ابتدا به شناسایی مبانی انسانشناختی علممدرن و در ادامه به بررسی آن براساس دیدگاههای تفسیری علامه مصباح یزدی«ره» پرداخته شده است. نتایج حاصله حکایت از آن دارد همه مبانی انسان-شناختی علم مدرن که شامل طبیعتگرایی، نفی اهداف و غایت عالی، انسان محوری، فردمحوری، ماشین-انگاری و شیوارگی انسان است، براساس آیات قرآن بر مبنای تفسیر علامه مصباح یزدی قابلیت پذیرش ندارند و دچار اشکلات متعدد می باشند.
ارزیابی دلایل عقلی آیتالله جوادی آملی بر ساز گاری عدل الاهی با آیات خلود در عذاب
صفحه 17-31
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2047773.1079
حمید امامی فر، محمد ابراهیمی راد ابراهیمی راد، محمد غلامی، نورالله کریمیان کریمی
چکیده مسئله «خلود و جاودانگی عذاب» برخی از دوزخیان، از مباحث مهم تفسیری و کلامی است و همیشه مورد توجه و اهتمام اندیشمندان اسلامی بوده است. سؤال اساسی در مسئله مذکور، سازگاری آن با عدل الاهی است که آیا عذاب ابدی و نامحدود، برای ارتکاب اعمال خلاف «محدود» دنیایی، با عدل الاهی سازگار است؟ در این زمینه بین اندیشمندان اسلامی تفاوت دیدگاه وجود دارد. برخی از آنان، خلود و عذاب ابدی را با عدل الاهی ناسازگار دانسته و در نتیجه نظریه «انقطاع عذاب دوزخ» را برگزیدهاند. برخی دیگر، خلود و عذاب ابدی را با عدل خدا منافی ندانسته و در نتیجه به خلود و دوام عذاب معتقد شدهاند. آیتالله جوادی آملی ازجمله اندیشمندانی است که خلود و عذاب ابدی را با عدل خدا ناسازگار ندانسته و در زمینه تبیین خلود و دوام عذاب برای برخی از دوزخیان، دلایلی عقلانی ارائه کرده است. در این پژوهش، با روشِ تحلیلی-توصیفی، دلایل عقلی ایشان بر خلود و دوام عذاب، مورد ارزیابی و نقد قرار گرفته و بیان شده است که با این دلایل نمیتوان خلود قرآنی را تبیین عقلانی و مسئله تعارض خلود با عدل الاهی را مرتفع کرد؛ اگرچه اصل ظهور آیات قرآن مبنی بر خلود و عذاب ابدی برای برخی از دوزخیان، قطعی و غیرقابلانکار است.
تأمل و نگرشی جدید به مسئلۀ عصمت امامان علیهمالسلام در آموزههای علمی غیردینی
صفحه 32-52
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2051438.1086
محمدحسین فاریاب
چکیده امروزه در حوزههای مختلف علمی، ـ از قبیل پزشکی، روانشناسی، معماری، زیستشناسی و ... ـ سخنانی از امامان علیهم السلام در اختیارمان است که مورد توجه فراوان محققان، بهویژه در حوزۀ پزشکی قرار گرفته است. از سوی دیگر، مسئلۀ عصمت نیز، شاخههای متعددی ـ مانند عصمت از اشتباه در تفسیر دین، عصمت از گناه، عصمت از اشتباه در امور عادی زندگی ـ دارد. عصمت امام علیهالسلام از اشتباه در معارف علمی نیز از حوزههای مهم مسئلۀ عصمت است. بهرهگیری از معارف علمی امامان علیهمالسلام آنگاه موجّه است که عصمت آن بزرگواران در این حوزۀ خاص اثبات گردد. اگرچه ممکن است این مسئله، در ابتدای امر، روشن به نظر آید، اما با دقت در آن، پیچیدگیاش بر وضوحش غلبه میکند. این نوشتار به بررسی این مسئله از راه عقل و نقل میپردازد. بر اساس نتایج این نوشتار، از آنجا که قلمروی دین شامل علوم بشری نمیشود، نمی-توان از طریق دلیل نقض غرض از نصب امام، عصمت آنها در این حوزه را نتیجه گرفت. همچنین دیگر ادلۀ عقلی و نقلی برای اثبات عصمت امام علیهالسلام نیز در این حوزۀ ناکارآمدند، ولی میتوان با ترکیبی از دلیل عقلی و نیز کمکجستن از علم تاریخ، عصمت امام علیهالسلام در نظریات علمی را اثبات کرد.
بازخوانی نظریه شیخ مفید درباره حیات برزخی با بررسی مفهوم لبث در قرآن
صفحه 53-68
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2051777.1088
محمود ابراهیمی ورکیانی، حسن دوست محمدی، محمدجواد دانیالی
چکیده در قرآن بر وجود عالم برزخ تأکید شده و در این باره یکی از سوالات متداول انسان، نحوه وجود انسان در برزخ است. همچنین مسأله گذشت زمان و کم وکیف آن در آن عالم، از جمله مسایل مطرح درفلسفه و قرآن بوده است. درک ما نیز از زمان در دنیا، برزخ و حتی قیامت، بسیار پر چالش می باشد. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بازخوانی نظریه شیخ مفید درباره حیات برزخی پرداخته ایم و پس از آن، با تمرکز بر مفهوم لبث در قرآن، چگونگی حیات در برزخ بررسی شده و دیدگاه شیخ مفید، مورد تأیید قرار گرفته است. سوال اصلی اینکه، نظریه شیخ مفید درباره حیات برزخی با توجه به مفهوم لبث در قرآن چیست؟ با توجه به مفهوم لبث در آیات مختلف وتفاسیر آن، می توان گفت که نظریه شیخ مفید درباره حیات در عالم برزخ و کیفیت آن، برای اولیای الهی و همچنین مومنان و کفار محض تأیید می شود. اما به غیر دو گروه فوق و برای بیشتر اموات، خواب عمیق قابل تطبیق می باشد.
واکاوی توحید افعالی با تکیه بر دیدگاه علامه مصباح یزدی
صفحه 69-84
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2051598.1087
سید عباس موسوی، محسن شریعت پناه
چکیده توحید افعالی، مسئلهای مهم در ساحت اندیشه و رفتار دینی بوده که قرآن کریم بر آن بسیار تکیه کرده است. اندیشمندان اسلامی در عرصه کلام، فلسفه، اخلاق و عرفان به این موضوع پرداختهاند. تبیین دقیق مسئله مذکور و پاسخ به شبهاتِ وارده، کاری است که از دیرباز تا کنون در کتب علمی و پژوهشهای اعتقادی صورت پذیرفته است. مبانی غلط، برداشتهای ناروا از آیات قرآن کریم یا روشهای نارسا، موجب سرگردانی جویندگان دانش در مسئله مذکور گشته است. برای رفع این چالشها، رجوع به دیدگاه علامه مصباح به عنوان مفسری بزرگ و نظام مند راهگشاست. پژوهش حاضر، به واکاوی توحید افعالی با تکیه بر دیدگاه علامه مصباح یزدی، با روش توصیفی - تحلیلی پرداخته است. برخی از یافتههای پژوهش بدین شرح است: چیستی توحید افعالی، رابطه توحید افعالی با اختیار انسان و اصل علیّت، کارکردهای توحید افعالی در اخلاق (عدم سلب مسئولیت، تزکیة نفس) و عرفان (شهود فعل الله و شهود تدبیر الهی)، راه دستیابی به توحید افعالی (حذف انانیت و بنده شدن).
ارزیابی تفسیری – کلامی معرفتهای حسی و عقلی ( اعتبار، قلمرو)
صفحه 85-97
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2049803.1084
حسین ناگهی سرچقایی، حمید آریان
چکیده مکاتب فکری در پذیرش حکایتگری معرفتهای حسی و عقلی از واقع دچار افراط و تفریط هستند. برخی معرفت حسی را وهمی و متناقض دانستهاند. برخی وجود خارجی اشیاء را انکار کردهاند و عدهای معرفت عقل را معرفتی بی ارزش میدانند در مقابل متکلمان و مفسران اسلامی با الهام از آیات قرآن راه میانهای را برگزیده و از افراط و تفریط دور ماندهاند. هدف این مقاله سنجش اعتبار و قلمرو معرفتهای حسی و عقلی در تفسیر و کلام اسلامی است و از روش توصیفی- تحلیلی بهره میبرد. حاصل پژوهش اینکه هریک از معرفتهای حسی و عقلی شامل حوزه ادراکی خاصی بوده، نمیتوان ادراک آنها را در همه ابعاد معرفتی جاری دانست. گستره معرفت حسی ابزار ارزشمندی برای شناخت خدا از راه برهان انی و فهم آسان معاد است. البته معرفت حسی، معرفتی محدود و خطا پذیر است. گستره معرفت عقلی، اقامه برهان بر وجود خدا، اثبات اصل معاد و اثبات حقانیت دین را در بر میگیرد، اما این شناخت نیز با محدودیتِ ادراکِ امور جزئی روبروست.
