دوره و شماره: دوره 2، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-74 

نقد وبررسی اشکالات وارده براستفاده عالم ذر از آیه میثاق

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2071631.1102

محمد ابراهیمی راد، محمد رضا احمدی ندوشن

چکیده موضوع « عالم ذر» یکی از مباحث مهم قرآنی است که همواره مورد توجه و محل اختلاف میان اندیشمندان مسلمان بوده است. خاستگاه اصلی این بحث، آیات ۱۷۲ - ۱۷۳ سوره اعراف ، معروف به آیه « میثاق » و روایات متعددی است که در باره «عالم ذر» وارد شده است. برخی از اندیشمندان اسلامی معتقدند که از ظاهر این آیه و روایات، استفاده می شود که خداوند قبل از آفرینش انسان در دنیا، در یک عالم مادی، انسان ها را به صورت بدن های ذره ای آفریده و درآن بدن ها روح و در نتیجه عقل و شعور قرار داده و از آن ها اقرار به ریوبیت خویش گرفته و حجت را بر همه تمام کرده است و در نتیجه انسان ها برای غفلت و انحراف خویش در دنیا هیچ عذری در قیامت ندارند. از آن عالم، به « عالم ذر » تعبیر می شود. برخی دیگر از دانشمندان اسلامی استفاده چنین عالمی را از آیه میثاق و روایات منکر شده و آیه میثاق را به گونه دیگری تفسیر کرده اند. مبنای انکار آنان سلسله اشکالاتی است که بر استفاده عالم ذر از آیه میثاق وارد کرده اند. در مقاله پیش رو از نظریه وجود «عالم ذر» دفاع شده و به تمامی آن اشکالات مبسوطا پاسخ داده شده است.

دلایل قرآنی «نظریه جواز تعبد به ادیان»؛ بررسی و نقد

صفحه 15-27

https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2071683.1103

حسن محمدزاده، سیدضیاءالدین علیانسب

چکیده این پژوهش به دنبال بررسی و نقد دلایل قرآنی «نظریه جواز تعبد به همه ادیان و مذاهب الهی و غیرالهی» است. «نظریه تعبد» یکی از آرا و نظرات دین شناختی سیدکمال الحیدری است که آن را با محوریت قطع اصولی و با تکیه بر سه اصل اساسی مطرح نموده است. اصل اول اینکه باید در انتخاب هر دین یا اعتقادی دلیل داشت، اصل دوم این است که مطابقت دلیل با واقع شرط نیست، و اصل سوم اینکه شخص قاطع نمی تواند به خلاف دلیل خود عمل کند. سید کمال حیدری برای اثبات این اصول سه گانه به آیاتی از قرآن استدلال کرده و جواز تعبد به ادیان را نتیجه گرفته است. پرسش اصلی در پژوهش حاضر این است که چه اشکالات و نقدهایی بر ادله قرآنی این سه اصل مذکور وارد است؟ نگارنده با تحلیل نظریه تعبد و اصول آن کوشیده است، کاستی ها و اشکالات اصول سه گانه و ادله قرآنی آن را با روش تحلیلی توصیفی تبیین نماید و از این منظر نظریه تعبد را مورد ارزیابی و نقد قرار دهد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که هیچ یک از اصول یاد شده به طور مطلق قابل دفاع نبوده و ادله قرآنی مورد استناد کمال الحیدری دلالتی بر مدعای نظریه تعبد ندارند.

تحلیل تأثیر ژرف‌اندیشی فلسفی در تفسیر آیه ۳۱ سوره بقره و تبیین حقیقت اسماء و علم اسماء در تفسیر المیزان

صفحه 28-38

https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2072052.1106

زاهد شاد، حامد شاد

چکیده پرهیز از دخالت دادن پیش‌فرض‌ها در فهم و تفسیر قرآن ضروری است، اما این بدان معنا نیست که دانسته‌ها و یافته‌های گوناگون علمی و فکری نمی‌تواند و نباید نقشی در فهم و تفسیر قرآن داشته باشد. ژرف‌نگری عقلی و فلسفی علامه طباطبایی موجب شده است تفسیر المیزان جایگاهی ویژه در میان تفاسیر داشته باشد؛ برای نمونه ایشان توانسته است مسأله اسماء و علم اسماء در آیات ۳۰ تا ۳۳ سوره بقره را با بهره‌گیری از معارف عقلی و فلسفی خویش به‌گونه‌ای بسیار ژرف‌تر تفسیر کند، بدون این‌که از چارچوب شیوه‌ی درست تفسیر خارج شود و پیش‌فرضی را بر آیات قرآن تحمیل کند. پاسخ علامه به این پرسش که منظور از اسماء و علم اسماء چیست و چه ارتباطی میان علم اسماء و شایستگی برای خلافت الهی وجود دارد، این است که این اسم‌ها یا مسماهایشان موجوداتی عالی‌اند در مقام عندالله؛ آن‌ها درواقع وجودهای برتر موجودات زمینی ازجمله خود آدم‌اند و آن‌ها واسطه فیض الهی به موجودات مادون‌اند و رابطه میان آن‌ها و موجودات زمینی، رابطه علّی معلولی است. علم آدم علیه‌السلام به اسماء یا مسماهای اسماء، علم حضوری است، برخلاف علم فرشتگان به آن‌ها که علمی حصولی است و با تعلیم آدم برایشان حاصل شد. علم حضوری او به اسماء و وسائط فیض الهی که نشانه‌ی پیوند وجودی او با آن‌هاست، ملاک خلافت و شایستگی او برای جانشینی خداوند در زمین است. مقاله حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و تطبیق میان فلسفه و قرآن انجام شده است.

تحلیلی تفسیری کلامی از مسائل معاد ذیل عبارت« أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ» ایه یازده غافر در تفسیر مخزن العرفان بانو امین

صفحه 39-51

https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2072912.1109

حمزه علی بهرامی، فاطیما کیانی، مریم السادات هاشمی

چکیده آیه یازده سوره غافر، با اشاره به دو مرحله «اماته» و «احیاء»، از جمله آیات کلیدی قرآن در تبیین مسائل معاد است که تفسیرهای متعدد را میان مفسران فریقین برانگیخته است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و تطبیقی، به بررسی دیدگاه بانو مجتهده امین به‌عنوان یکی از مفسران برجسته زن معاصر امامیّه در تفسیر این آیه می‌پردازد. نوآوری اساسی این تحقیق در آن است که برای نخستین‌بار، دیدگاه تفسیری یک بانوی شیعه را در چهارچوبی نظام‌مند و با رویکردی سه‌بُعدی تحلیل می‌کند.1. تبیین مبانی فلسفی-عرفانی دیدگاه بانو امین در مسئله مراحل حیات و ممات. ۲. مقایسه تطبیقی این دیدگاه با آرای مفسران امامیه و اهل‌سنت. ۳. نقد و ارزیابی ادله تفاسیر رقیب بر اساس شواهد قرآنی، روایی، زبانی و عقلی. یافته‌ها نشان می‌دهد که یکی از دیدگاهای بانو امین که با محوریت اثبات «حیات برزخی» است با اصول ادبیات و باورهای شیعه و ایات دیگر قران و دیدگاه مفسران همخوانی و همراهی دارد. اما تفسیر دیگری از او که با عبارت «قیل» از ان یاد می کند بیشتر با تفاسیر اهل سنت همراهی می کند و با چالش های جدی از جمله انکار اموزهای شیعه نظیر حیات برزخی و رجعت مواجه است. از دیگر یافته ای این پژوهش این است که بر حسب تفسیر بانو امین باورهای نظیر حیات قبل از تولد، حیات برزخی، رجعت، انکار تناسخ، تعدد نفخ صور، سوال و عذاب قبر ...از ایه برداشت می شود.

گونه‌شناسی خاستگاه ادیان باطل از دیدگاه علامه طباطبایی

صفحه 52-64

https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2072612.1108

جواد گلی

چکیده مسأله خاستگاه دین یکی از مسائل اختلافی میان خداباوران و ملحدان می‌باشد. گاهی بحث دربارۀ منشأ دین حق می‌باشد و گاهی بحث دربارۀ منشأ ادیان باطل است. علامه طباطبایی از دین‌شناسان برجسته معاصر است که از دیدگاه خداباورانه و با نگاه به آیات قرآن، احادیث و شواهد تاریخی نظریاتی را در این زمینه مطرح کرده است. با توجه به این که این نظریات در بیست جلد المیزان و در کتاب‌های دیگر علامه به طور پراکنده مطرح شده است و تاکنون به گونه منسجم و جامع ارائه و گونه‌شناسی نشده است در این مقاله با تمرکز بر آثار علامه به ویژه تفسیر المیزان در صدد هستیم با شیوۀ توصیفی و تحلیلی، نظریات علامه طباطبایی را در باب خاستگاه ادیان باطل استخراج کرده و گونه‌شناسی کنیم. نتیجه تحقیق این است که این عوامل به سه گونه بینشی، گرایشی و کنشی تقسیم می‌شوند. عوامل بینشی اموری مانند قیاس فعل الهی به فعل بشری، خطا در تطبیق سنت دینی بر حکم فطرت، اصالت و استقلال قائل شدن برای شفیعان پنداری، اشتباه در تشخیص مصداق رب، باور به خودکفایی و تاریخمندی دین حق می‌باشد. عوامل گرایشی شامل اموری مانند هواهای نفسانی، انگیزه جلب منفعت و انگیزه دفع ضرر است. عوامل کنشی مشتمل بر اموری مانند اختلافات ناشی از ظلم و فساد برخی عالمان دین، تفرقه و تشتت جسمی، صبغه قومی یافتن دین، جلب قلوب پیروان بت‌پرستی، تقطیع دین حق، انحراف در توصیف ربوبیت، وضع سنت استحسانی برای تأمین سعادت زندگی ابدی، تکریم بزرگان قبیله با ساختن بت‌های آنها و بی‌پرده بیان کردن حقایق عرفانی است.

تأثیر نظریات کلامی بر تفسیر آیات توحید در مواجهه با چالش‌های الحادی معاصر: مطالعه موردی دیدگاه‌های فخر رازی و علامه طباطبائی

صفحه 65-74

https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2071364.1101

هادی انصاف، زهرا قاسم نژاد

چکیده در عصر حاضر، مواجهه با چالش‌های الحادی و شک‌گرایی، ضرورت بازاندیشی در مبانی کلامی و تفسیری توحید را بیش از پیش نمایان ساخته است. این پژوهش با هدف تبیین چگونگی تأثیر نظریات کلامی بر فهم و تبیین آیات توحید در مواجهه با مسائل روز، به بررسی تطبیقی دیدگاه‌های فخر رازی (در *مفاتیح الغیب*) و علامه طباطبائی (در *المیزان فی تفسیر القرآن*) می‌پردازد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیلی-توصیفی و تطبیقی است که با رویکرد کتابخانه‌ای و بررسی منابع دست اول انجام گرفته است. یافته‌های اصلی تحقیق نشان می‌دهد که رویکردهای کلامی متکلمان و مفسران، به‌ویژه در تبیین صفات الهی و براهین اثبات وجود خدا، تأثیر بسزایی در شکل‌گیری شیوه‌های تفسیری آیات توحید داشته است. در حالی که فخر رازی با مبانی کلامی اشعری و عقل‌گرایی خاص خود، تفسیری از توحید ارائه می‌دهد که بر دفاع از ذات و صفات الهی در برابر شبهات تأکید دارد، علامه طباطبائی با رویکرد فلسفی-عرفانی و بر مبنای توحید وجودی، تفسیری عمیق‌تر و جامع‌تر از آیات توحید عرضه می‌کند که قابلیت پاسخگویی به چالش‌های فکری نوین را داراست. این تفاوت‌ها در مواجهه با چالش‌های فکری معاصر، راهکارهای متفاوتی را برای تبیین و دفاع از توحید ارائه می‌دهد و زمینه‌ساز گفتمان‌های کلامی-تفسیری جدید در فضای فکری امروز است.