بررسی چالشهای کلامی آثار گناه با تأکید بر تفسیر المیزان
صفحه 1-15
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2075719.1118
جمال سروش
چکیده این پژوهش به بررسی چالشهای کلامی ناشی از آثار (تکوینی و اعتباری) گناه در نظام عالم (اعم از دنیا و آخرت) با تأکید بر تفسیر المیزان علامه طباطبایی میپردازد. آثار گناه در دو حوزه فردی (فقر، قساوت قلب، کوتاهی عمر، فراموشی، مستجاب نشدن دعا، گرایش به الحاد، عذاب اخروی و فقدان حالت معنوی) و اجتماعی (بلایای طبیعی، خشکسالی، تورم، مرگهای ناگهانی، اختلافات خانوادگی و فساد اجتماعی) دستهبندی میشود. با روش توصیفی-تحلیلی و با محوریت تفسیر المیزان، چهار چالش کلامی مورد بررسی قرار میگیرد: تعارض ظاهری قوانین کیفری الهی با اختیار انسان، ناسازگاری آثار جمعی گناه با عدل الهی، تعارض آثار گناه با رحمت الهی، و چالش آثار گناه با حکمت الهی. یافتهها نشان میدهد که این چالشها با تبیین صحیح مفاهیم کلامی و با استناد به سنن الهی تخلفناپذیر، وحدت ارگانیک جامعه و نظام حکیمانه الهی قابل حل هستند و این امور (=آثار تکوینی و اعتباری گناه) با اختیار انسان و عدالت، رحمت و حکمت الهی نه تنها منافات ندارد بلکه در راستای آن و هماهنگ با آن است.
تحلیل هستیشناختی ولایت انسان بر اساس صمدیت الهی در اندیشه آیتالله جوادی
صفحه 16-31
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2075139.1116
نعیم فاطمی کیا، ابوذر رجبی
چکیده صفت «الصَّمَد» در قرآن کریم ظرفیت معنایی گستردهای دارد که نه صرفا وصفی توصیفی، بلکه بنیانِ هستیشناختی ولایت است. صمدیت به معنای بینیازی مطلق، کمال و بساطت وجودی، و مقصودیت تامّ و مرجعِ تمام موجودات است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی رابطۀ صمدیت الهی و ولایت انسان از منظر آیتالله جوادی پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که از منظر این حکیم متأله معاصر، ولایت الهی تجلی صمدیت خداوند در تدبیر و احاطه بر عالم است و ولایت انسان نیز زمانی معنا مییابد که او مظهر صمدیت گردد. از این رو صمدیت الهی به مثابه معیاری در ایجاد انسجام میان آیات قرآنی، برهان فلسفی و عرفان شهودی در تبیین ولایت در دو ساحت الهی و انسانی عمل نموده است. بدین ترتیب، صمدیت الهی هم منشأ ولایت الهی و هم معیار تحقق ولایت انسانی است. تحقق ولایت در انسان منوط به تجلی صمدیت در سه بعد بینشی، گرایشی و کنشی است. مراتب ولایت نیز تابع میزان تحقق «صمدیّت» در ساحت وجودی انسان است.
نقش معرفتشناختی و نجاتشناختی «صلوات الرسول» در فرآیند قبول عمل: تحلیل کلامی آیه ۹۹ سوره توبه
صفحه 32-46
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2069641.1097
رضا ملازاده یامچی، فرزاد دهقانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل کارکردهای کلامی عبارت «صلوات الرسول» در فرآیند قبول عمل، به بررسی آیه ۹۹ سوره توبه با رویکرد تفسیر کلامی و روش تحلیل محتوای کیفی میپردازد. مسئله اصلی تحقیق آن است که این عبارت، فراتر از معنای لغوی «دعا»، چه نقشی در ساختار الهیاتی مقبولیت عمل ایفا میکند. یافتهها نشان میدهد که «صلوات الرسول» دارای دو بُعد بنیادین است: در بُعد معرفتشناختی، این دعا بهعنوان نشانهای بیرونی موجب تمایز مؤمن از منافق شده و در سطحی درونی، با ایجاد سکینه و یقین قلبی، اضطراب ناشی از عدم قطعیت در پذیرش عمل را کاهش میدهد؛ و در بُعد نجاتشناختی، نقش تکوینی آن بهعنوان «سبب» و «وسیله» مؤثر، عمل انسانی را برای دریافت رحمت الهی تکمیل و تعالی میبخشد. نوآوری پژوهش در ارائه مدل کلامی «تعامل سهگانه در قبول عمل» است که مقبولیت عمل را حاصل تعامل میان سه مقام عبودیت، رسالت و ربوبیت دانسته و «صلوات الرسول» را حلقه واسط ضروری در اتصال فعل انسانی به فیض الهی معرفی میکند. این مدل، زمینهساز بازخوانی مفاهیم مشابهی چون شفاعت و توسل با رویکردی کارکردشناسانه است.
نقد و بررسی نظریه عدم دلالت آیه (فاصدع بما تؤمر) بر دعوت آشکار پیامبر(ص)
صفحه 47-61
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2072937.1110
محمد شریعتی کمال آبادی، محمد زاهدی مقدم، اصغر طهماسبی بلداجی
چکیده قرآن پژوهان مسلمان درباره دلالت آیه 94 سوره حجر: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ» بر چگونگی کیفیت دعوت به اسلام، آراء متفاوتی دارند. سؤال این پژوهش این است که آیاطبق این آیه ، دعوت پیامبر از روز اول علنی بود یا اینکه در ابتدا مخفیانه و پس از آن علنی شد؟ برخی از قرآن پژوهان معاصر دعوت علنی پیامبر را ، از روز اول بعثت میدانند. این گروه با استناد به برخی شواهد دیدگاه خود را تقویت و دعوت سری و مخفیانهی پیامبر را منکر میشوند. آنها بر این باورند، پیامبر با رعایت احتیاط در تشکیل اجتماعات اسلامی پندها و انذارها و دعوت به دین را بطور مخفی وغیر آشکار انجام میداد تا جان صحابه را حفظ کند؛ تبلیغ ودعوت مخفیانه به این معنا نیست که دعوت از روز اول مخفی بود سپس آشکار شد؛ بلکه دعوت مخفیانه بنابر مصالح ایمانآورندگان و حفظ جان آنان بود که جنبه احتیاط عقلائی داشته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی ضمن نقد و بررسی این آراء، تفسیر صحیح از این آیه ارائه مینماید. از نتایج پژوهش برمیآید که دیدگاه دعوت آشکار از آغاز بعثت، از جهات مختلفی قابل نقد و بررسی است. شواهد قرآنی و روایی نشان میدهد دعوت چند مرحلهای، قول حق است. با توجه به آیه فوق الذکر علنی شدن دعوت عمومی به اسلام پس از سه سال، قابل توجیهتر است؛ معنای واژه ها، استناد به سیاق آیات بر اساس روایات نقل شده، این دیدگاه را مورد تأکید قرار میدهد
نظریه تعدد نوعی نفوس بهمثابة مبنای انسانشناختی عدالت
صفحه 62-77
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2072613.1107
یاسر حسین پور، احمد سعیدی
چکیده متکلمان شیعه، به «حسن و قبح عقلی» باور داشته و حسن عدل و قبح ظلم را ذاتی میدانند. ایشان عدل را یکی از صفات فعلی خداوند برمیشمارند و عادل بودن او را به این معنا تفسیر میکنند که افعال الهی همواره مطابق عدالتاند نه اینکه عدالت تابع افعال خداوند باشد. به باور متکلمان شیعه، خداوند با جود خویش حق هر ذیحق را ادا میکند و هر چیز را در جایگاه شایستة خود مینشاند و هیچ موجودی را فراتر از توانش تکلیف نمینماید. اهمیت عدالت در کلام شیعی، بهاندازهای است که «عدل الهی» به عنوان یکی از اصول پنجگانه و متمایزکنندة مذهب امامیه شناخته میشود.
اما در حکمت شیعی، صدرالمتألهین نظریهای بنیادین ارائه کرده است که میتواند در مرحلة تشخیص مصداق و مجرای عدالت اجتماعی و پاسخ به شبهات عدل الهی، نقشی تعیینکننده و تحولآفرین ایفا کند. بر اساس این نظریه ـ بهویژه با تقریری صدرالمتألهین در آثار تفسیری خود ارائه میدهد - انسانها در ذات و جوهر نفس خود متفاوت و متغیرند و انواع و اجناس گوناگونی دارند. این تفاوت جوهری و در بعضی مراحل، اختیاری میتواند مبنایی انسانشناختی در حکمت عملی بهشمار آید و در مرحلة اجرای عدالت لحاظ گردد، زیرا بر اساس آن، انسانها، افزون بر حقوق و تکالیف مشترک، ممکن است متناسب با ذاتیات و صور نوعیة خود، از حقوق و تکالیفی ویژه برخوردار باشند و عدالت آن است که حقوق و تکالیف یادشده از سوی خداوند در تکوین و تشریع و از سوی انسانها در جامعه رعایت شوند.
در این پژوهش با روش تحلیلی - توصیفی، ضمن اشاره به آرای فیلسوفان، و متکلمان و مفسران، کوشیدهایم نظریة «تعدد نوعی نفوس» را با عنایت به آنچه در کلام اسلامی درباره عدل الهی بیان می شود بهمثابه یکی از مبانی انسانشناختی عدالت تبیین نماییم و به برخی شبهات «عدل الهی» پاسخ دهیم.
شناخت مساله امامت و تبیین منطق فهم آن در اندیشه تفسیری علامه طبرسی
صفحه 78-91
https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2070485.1099
سید محمد تقی موسوی کراماتی
چکیده علامه طبرسی از مفسران برجسته امامیه با نگارش اثر فاخر مجمع البیان، نقشی اثر بخش در روند حرکت تفسیری جامعه علمی شیعه به جا نهاد، بدینسان پرداختن به آراء این مفسر عالی قدر در زمینه مهمترین مساله مکتب تشیع از اهمیت بسزایی برخوردار است. ایشان بررسی مسائل موضوع امامت را به صورت کلی در سه محور تعریف امامت، اثبات امامت و مقام امامت گنجانده است. نوع و چگونگی مواجهه علامه طبرسی با مساله اثبات امامت با دو روش اجتهادی و روایی انجام گرفته است او آیه ولایت و آیه اولوالامر را با رویکردی اجتهادی تفسیر کرده، و اتحاد معنایی آیات اکمال، ابلاغ و سئل سائل را با مساله امامت با نگاهی روایی روشن ساخته است. مقام امامت نیز با طرح مسائلی همچون انتصاب الهی، علم امام ، عصمت و معجزه امام پی گرفته است. نتیجهای که از مجموع تحقیق حاضر به دست آمده روشنگر این معنا است که علامه طبرسی با عطف به آیات قرآنی مقام امامت را به صورت حداکثری و در امتداد خط اصیل اندیشههای شیعی، اثبات و تبیین نموده است.
