دوره و شماره: دوره 2، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-94 

گفتمان آسمانی یا زمینه زمینی؟ تحلیل روش‌شناختی و پیامدهای کلامی دو سنت تفسیری در تبیین شأن نزول آیه ۲۸۵ بقره

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/rtmr.2025.2067494.1096

رضا ملازاده یامچی

چکیده در سنت تفسیری مسلمانان، تبیین خاستگاه نزول آیه ۲۸۵ سوره بقره، در نوسان میان دو روایت کاملاً متمایز قرار دارد: روایتی که آن را محصول «گفتمان آسمانی» و مکالمه‌ای قدسی در شب معراج می‌داند، و روایتی که آن را پاسخی به «زمینه زمینی» و اضطراب ناشی از تکالیف شاق در میان صحابه معرفی می‌کند. این پژوهش با اتخاذ رویکرد «موردپژوهی» و روش تحلیل محتوای تطبیقی، به جای نقد سندی صرف، به واکاوی منطقِ ترجیحِ مفسران در گزینش یکی از این دو بستر می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این اختلاف، بازتاب‌دهنده دو الگوی هرمنوتیکی و کلامی در مواجهه با متن مقدس است: مفسرانِ «سیاق‌گرا» با محوریت‌بخشی به نظم ساختاری سوره، نزول آیه را از نوع «شأن نزولِ موقعیتی» (پاسخ به بحران تاریخی) دانسته و به «الهیاتِ تعامل» دست یافته‌اند؛ درحالی‌که مفسرانِ «روایی-باطنی» با اصالت دادن به اخبار خاصه، آن را از نوع «شأن نزولِ مَقامی» (بیانگر منزلت فرازمانی) دانسته و «الهیاتِ تکریم» را صورت‌بندی کرده‌اند. نوآوری این تحقیق در تبارشناسی این دو پارادایم و اثبات این نکته است که دوگانگی مذکور، نه نشانگر تعارض، بلکه گواهی بر کارکرد دوگانه متن در پوششِ هم‌زمانِ «اضطرابِ تاریخیِ انسان» و «عنایتِ ملکوتیِ خداوند» است.

بررسی تحلیلی شواهد نقلی بر مرتبه تجرد مثالی و عقلیِ نفس انسانی در آثار صدرا و علامه طباطبائی

صفحه 17-29

https://doi.org/10.22034/rtmr.2026.2080299.1122

فاطمه فاطمی

چکیده چکیده
تبیین«اثباتِ نقلی مرتبه‌ی مثالی و عقلی نفس انسانی» نقشی بنیادین در تعریف حقیقت انسان و ترسیم سیر صعودی او تا مقام انسان کامل ایفا نموده و بر مبانی و مسائل سایر علوم انسانی اسلامی نیز تأثیرگذار خواهدبود. این پژوهش، با روش توصیفی‌-تحلیلی، به واکاوی شواهد نقلی بر مرتبه تجرد مثالی و عقلیِ در آثار صدرا و علامه طباطبائی می‌پردازد. در فلسفه و کلام الهی، عقل و نقل، مؤید یکدیگرند و در آثار صدرا و علامه‌، عرضه‌ی براهین عقلی بر آیات و روایات، مورد تاکید است. گسترش این شواهد نقلی، و پیوند آن با مبانی عقلی و فلسفی حکمت متعالیه با تقریری نو از ابتکارات ویژه‌ی علامه است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که؛ در جریان اثباتِ نقلیِ مرتبه‌ی مثالی، تجرد نفس از ماده و برخی از عوارضش را، برایِ تمامی نفوس انسانی چه در دنیا و و چه پس از آن از طریق شواهدی چون «حقیقت رؤیا»، «واقعه معراج»، «کیفیت توفی در هنگام خواب و مرگ» و «بقای صور جزیی در عالم برزخ» اثبات می‌گردد. در مرتبه‌ی تجرد تام عقلی، نفس با سیر اشتدادی خود به استنادِ شواهد نقلی از سنخ عالم امر و ملکوت شناخته شده و با نیل به «حیات طیبه» مجرد از ماده و عوارضش می‌گردد که این مقام مختص نفوس کمال‌یافته است. حاصل آنکه، شواهد نقلی فراتر از نقش مؤید، با ترسیم جزئیاتِ سیرِ اشتدادیِ نفس از نشئه‌ی مادی تا مراتبِ اعلایِ تجردِ عقلی، نقشه‌ی جامعِ استکمال را عیان ساخته و بستری معرفتی برای اتقانِ براهینِ فلسفی فراهم می‌سازند.

تحلیل کلامی ـ تفسیری از راهبرد زبان قرآن در جمع میان تشبیه و تنزیه

صفحه 67-76

https://doi.org/10.22034/rtmr.2026.2082111.1126

مریم السادات هاشمی

چکیده مسئله نسبت میان تشبیه و تنزیه در توصیف خداوند، از بنیادی‌ترین و در عین حال مناقشه‌برانگیزترین مسائل در تاریخ علم کلام و تفسیر قرآن است. زبان قرآن، از یک‌سو مشتمل بر آیاتی است که با به‌کارگیری تعبیرات حسی و انسانی، نوعی تقرّب مفهومی میان خدا و مخاطب برقرار می‌کنند و از سوی دیگر، آیاتی را دربر دارد که به‌صراحت بر تنزیه مطلق ذات الهی از هرگونه مشابهت با مخلوقات تأکید می‌ورزند. جمع میان این دو دسته آیات، همواره زمینه‌ساز شکل‌گیری رویکردهای متعارض کلامی ـ تفسیری، از تشبیه‌گرایی تا تنزیه افراطی و تعطیل صفات، بوده است.این مقاله با رویکردی تحلیلی و با تکیه بر روش کلامی ـ تفسیری، می‌کوشد «راهبرد زبان قرآن» را در مواجهه با این دوگانه بررسی کند؛ راهبردی که نه بر حذف یکی به نفع دیگری، بلکه بر سامان‌دهی معنادار نسبت میان تشبیه و تنزیه استوار است. زبان قرآن در وصف خداوند، واجد ساختاری هدفمند و هدایتی است که از یک‌سو امکان فهم و ارتباط مخاطب انسانی را فراهم می‌آورد و از سوی دیگر، مرزهای تنزیه الهی را حفظ می‌کند. لذا نتایج حاکی از آن است که جمع میان تشبیه و تنزیه در قرآن، نه امری اتفاقی یا ناشی از تعارض بیانی، بلکه حاصل یک راهبرد زبانی منسجم است که کارکردی کلامی و تربیتی در فرآیند هدایت دینی مخاطبان دارد.

تحلیل ابعادهستی شناسی آیات خزائن

صفحه 77-94

https://doi.org/10.22034/rtmr.2026.2082302.1127

مهدی عزیزان، حسین جوان آراسته، سیدمجتبی جلالی

چکیده واژه‌ی «خزائن» با مفاد تفسیری کلامی، جمع «خزینه» است که در متون قرآنی و دینی تنها ناظر به ذخایر مادی و انبارهای محسوس نبوده، بلکه حقیقتی عمیق‌تر را بازگو می‌کند. حقیقتی که از آن به عنوان مظهر اراده و فیاضیت الهی در نظام خلقت یاد می‌شود. مسأله‌ی محوری پژوهش جایگاه خزائن در ساختار وجودی و نظام فیاض الهی و کیفیت اشتمال آن بر منابع طبیعی و مادی محدود یا مراتب متعالی‌تر و مجردی است. پژوهش با هدف تبیین و تحلیل ابعاد هستی‌شناختی مفهوم «خزائن» در قرآن کریم به شیوه‌ی توصیفی تحلیلی و بر پایه‌ی داده‌های تفسیری و کلامی معتبر سامان یافته است. بررسی‌ها نشانگر آن است که مفهوم «خزائن» در سه ساحت عمده قابل تحلیل است؛ نخست، خزائن مادی مشتمل برآسمان‌ها، زمین و ذخایر طبیعی در عالم محسوس است؛ دوم، خزائن معنوی که به جلوه‌هایی چون علم، رحمت، وحی، و قدرت مطلق الهی مربوط می‌شود؛ و سوم، خزائن اُخروی که ناظر به پاداش و کیفر در عالم قیامت است. بر اساس یافته‌های پژوهش، «خزائن الهی» نشانگر احاطه مطلق خداوند بر مراتب هستی در مقام ایجاد، بقا و تدبیر است؛ بدین معنا که هر موجودی در عرصه هستی، ظهور و تحقق خود را از خزائن بی‌پایان حق تعالی دریافت می‌کند و هیچ ذره‌ای از قلمرو وجود، از فیض و علم بی‌کران او بیرون نیست. از این رو، تحلیل مفهوم «خزائن» می‌تواند راهی در جهت فهم عمیق‌تر از نظام فیاض و وحدت وجودی عالم در پرتو ربوبیت الهی باشد.