رابطه تولّی و تبرّی با الگو و سازه سعادت در نگاه خواجه نصیرالدین طوسی
صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/rtmr.2023.710164
سیدمرتضی هنرمند، مهین کرامتی فرد، یحیی نورمحمدی نجف آبادی
چکیده تولّی وتبرّی یکی از مسائل مهم در علم فقه؛ کلام و اخلاق است. این مسأله علیرغم اینکه در کلام و فقه مورد اهتمام قرارگرفته اما در علم اخلاق کمتر مورد توجه بوده است. تولّی و تبرّی به معنای دوستی خدا و دوستان او و بیزاری از دشمنان خداوند و اولیاء او، حالتی نفسانی است و تهذیب نفس و تربیت اخلاقی به عنوان زمینه سعادت نیز از همین نقطه آغاز میشود؛ بنابراین جادارد که این مسئله در اخلاق محور بحث قرارگیرد. تولّی و تبرّی به عنوان معیاری برای تعیین ارزش و سازنده الگوی سعادت در نظام اخلاقی و تربیت دینی خواجه نصیرالدین طوسی مورد توجه قرارگرفته است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی دیدگاه وی را درباره رابطه تولی و تبری با الگوی سعادت بررسی کرده و به این نتایج دست یافتهایم: الف) تولی و تبری علاوه بر آنکه نشانه دینداری است مقامی است که با کنترل قوای نفس حیوانی(یعنی شهوت و خشم) و تحت نظر عقل به عنوان حجت باطنی الهی قابل دستیابی است؛ ب) با استمداد از ابزار دستیابی به تولی و تبری یعنی معرفت، محبت، هجرت و جهاد میتوان به الگوی سعادت یعنی زایش و رویش تمام فضائل اخلاقی و درجات و مقامات عرفانی مانند رضا، تسلیم، ایمان، یقین و در نهایت دستیابی به مقام اهل وحدت(فنا) دستیافت.
کمال نهایی انسان در پرتو تحقق مدینه فاضله ازمنظرخواجه نصیرالدین طوسی
صفحه 15-25
https://doi.org/10.22034/rtmr.2023.710166
محمدصادق تقی زاده طبری، محمد جبارپور
چکیده انسان بهعنوان موجودی دارای سرشت اجتماعی و ذاتا به دنبال سعادت و کمال، نیازمند بستری مطلوب برای نیل به اهداف عالی خود است. مدینه فاضله، بهترین زمینه برای ظهور و بروز و به فعلیت رسیدن استعدادهای بالقوه در انسان برای نیل به کمالات والای انسانی است. خواجهنصیرالدین طوسی، (۵۷۹–۶۵۳ ق) فیلسوف و متکلمی اسلامی، با بهرهگیری از منابع وحی و تعالیم دین مبین اسلام، در رابطه با نظریه مدینه فاضله، تبیینی ارائه کرده است. در حقیقت آنچه در منظومه فکری ایشان، در طرح مدینه فاضله ضرورت پیدا میکند، زیستن در پرتو حکومت حکیم است که موجبات سیر صعودی و در نهایت وصول به سعادت را فراهم می-آورد. پژوهش پیش رو با ژرفاندیشی در آثار محقق طوسی به تبیین چگونگی وصول به کمال انسانی در پرتو مدینه فاضله از نگاه ایشان، پرداخته، سپس نهادهای اصلی مدینه فاضله را در نگاه این حکیم، مورد مداقه قرار داده و نیز خصوصیات لازم برای یک زمامدار و حاکم در نگاه ایشان را استخراج نموده است. مدینه فاضله از منظر خواجهنصیرالدین طوسی، مستدیری شکل بوده و اهالی آن عاشقانه به دور معشوقشان که همان رهبر صاحب کمالات عالیه است میگردند. رویکرد این مقاله توصیفی تحلیلی بوده و یافتهها با استفاده از روش کتابخانهای تدوین و سپس تحلیل شدهاند.
نقش علیت مردم در زمینهسازی حکومت امام زمان(عج)
صفحه 26-35
https://doi.org/10.22034/rtmr.2023.710167
حسن دین پناه
چکیده تحقق هر هدفی و امری، به ابزار و اسباب خاص خود نیاز دارد. در این جهان پدیدهای بیاسباب و علل به وقوع نمیپیوندد. امکان ندارد انسان بدون ابزار و وسیله به مقصد یا هدفی دست پیدا کند. جهت بهرهمندی جهانیان از پدیده بینظیر حکومت دینی امام عصر(عج)، علاوه بر اراده و نصرت الهی و اقداماتی از جانب امام مهدی(عج)، لازم است مردم نیز نقش ایفا کنند. نوشتار حاضر با روش تحلیل اسنادی، نقش علیّت و سببیت مردم برای تحقق این حکومت دینی را مورد بررسی قرار داده است. بالا رفتن سطح معرفت جهانیان برای پذیرش موعود، شایستگی و آمادگی برای تحقق این حکومت، تلاش کامل انسانها در ساختن سرنوشت خود و جهان پیرامون، حمایت و پیروی همهجانبه از حاکم این حکومت، مهم ترین اقداماتی است که مردم بایستی برای برپایی چنین حکومتی انجام دهند. از این رو مناسبتترین راهکارها که باید به وسیله مردم عملی شود، دانشافزایی، خودسازی، دگرسازی و سرانجام پیروی و یاری همهجانبه از امام آن حکومت در جهت ریشه کن کردن فساد و ستم است.
رهیافتی بر شیوههای مردمداری در نهجالبلاغه
صفحه 36-51
https://doi.org/10.22034/rtmr.2023.710169
زهره عباسی، احمد اکبرزاده، احمد موحد
چکیده از نظر اسلام و آیات قرآن «مردم» یکی از ارکان اساسی حکومت هستند و وحدت و همدلی بین مردم و دولت لازمه جامعه اسلامی است. با مطالعهی منابع اسلامی، میتوان به خوبی درک کرد که اسلام نه تنها بر جنبههای معنوی انسان، اخلاقیات، تقوای افراد و رابطهی انسان با خدا تأکید داشته، بلکه عنایت زیادی به روابط اجتماعی میان مردم و ادارهی امور جامعه داشته است. مصداق بارز حکومتداری اسلامی، دوران هر چند کوتاه زمامداری امام علی(ع) است که ایشان بیشترین تلاش را در جهت همدلی و اعتماد متقابل بین مردم و دولت داشته است. حضرت برای رسیدن به این هدف، از راهکارها و شیوههایی بهره جستهاند که آشنایی با آنها میتواند جوامع اسلامی را برای تحقق مدینه فاضله یاری دهد. بدیهی است، بهترین راه برای آشنایی با نحوه حکومتداری و راهکارها و شیوههای ایشان برای همدلشدن مردم و دولت و تقویت اعتماد متقابل بین آنها بررسی سخنان، نامهها و سفارشهای آن حضرت در نهجالبلاغه است. باتوجه به اینکه پژوهشگران مختلفی از منظر اخلاقی به این موضوع پرداختهاند، مقالهی حاضر که با استفاده از روش اسنادی و با هدف آشنایی با مهمترین راهکارهای تقویت اعتماد متقابل بین دولت و مردم از منظر حقوقی تدوین شده، تلاش شده است اهمیت «مردمداری» و «ارتباط با مردم» از منظر حضرت علی(ع) در قالب شیوههای مردمداری و اصول حاکم بر اصل مردمداری در نهجالبلاغه مورد بررسی قرار گیرد تا پویندگان راستین راه آن امام بزرگوار بتوانند از این آموزهها بهرهمند شوند.
استراتژی دینی امام خمینی (ره) در مواجهه با ایالاتمتحده امریکا در عصر سلطنت پهلوی دوم
صفحه 52-67
https://doi.org/10.22034/rtmr.2023.710172
محمدعلی همدانی
چکیده استراتژی دانش بقاء است که در آموزههای اسلامی معادل فقه قرار میگیرد. اندیشههای امام خمینی(ره) در ابعاد مختلف موردبررسی قرار گرفت است اما یکی از زوایایی که میتواند شناخت بهتری نسبت به کنشهای ایشان به نمایش بگذارد، بررسی راهبردهای دینی ایشان بهعنوان یک استراتژیست است. قواعد فقهی مختلفی در طرحریزی استراتژی امام خمینی (ره) پیرامون سیاست خارجی و داخلی تأثیرگذار است که یکی از آنها، قاعده صلح است.یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که در راهبرد دینی امام خمینی (ره) نه صلح اصالت دارد و نه جنگ، بلکه اولویت با صلح است و این اولویت تنها در کنار سایر قواعد فقهی تحقق پیدا میکند. در پژوهش حاضر نگارنده میکوشد تا با بهرهگیری از وقایع تاریخی و با روش مرکب از توصیف، تحلیل و گاه استنباط، استراتژی دینی امام خمینی (ره) در مقابل با راهبردهای ایالاتمتحده امریکا را بررسی کند. همچنین در واکاوی سایر قواعد تنها به ارتباط این اصول با اصل صلح کفایت میکند و بررسی مجزا تمام قواعد فقهی مرتبط، از حوصله پژوهش خارج است.
واکاوی عصمت پیامبر اکرم ص در مسائل اجتماعی و مناصب حکومتی با نگاه به شبهه ی داوری ناصواب پیامبر ص
صفحه 68-81
https://doi.org/10.22034/rtmr.2023.710176
علی شمس، محمدباقر سعیدی روشن، سیده زهرا طباطبائی قمی راد
چکیده اساسیترین شرط در نبوت و رهبری جامعه، عصمت پیشوایان و برگزیدگان الهی است. عصمت به معنای مصونیت از گناه، انحراف و خطا، دارای مراتبی است که می توان آن را به دو بخش عمده تقسیم کرد: عصمت در بیان و تشریع احکام(عصمت تشریعی) و عصمت در گفتار و کردار فردی و اجتماعی که جنبه تشریعی و بیانی ندارد(عصمت فراتشریعی). هرکدام از این دو بخش نیز دارای مراتب متعددی می باشند. دانشمندان اسلامی بر عصمت پیامبر اکرم (ص) از هرگونه گناه، سهو و نسیان در محدوده تشریع احکام الهی، در بعد دریافت و ابلاغ وحی، و اعتقاد به آن اتفاق نظر دارند. اما در زمینه عصمت فراتشریعی پیامبر(ص)، موارد شمول این عصمت، ابعاد و گستره آن اختلاف نظر دارند و بعضی از ایشان برخی از این موارد را داخل در این عصمت میدانند و برخی را منافی آن می شمارند. غالب اندیشمندان اهل سنت، عصمت پیامبر را محدود به گناه کبیره می کنند و گناه صغیره را از این گستره خارج می دانند. لذا اقوال و اعمال پیامبر در مسائل اجتماعی و مناصب حکومتی از جمله قضاوت و داوری را مصون از سهو و خطا نمی شمارند. مستند این مذاهب، روایت شان نزولی است که مرتبط با قضاوت پیامبر و وجود شائبه خطا و اشتباه از سوی ایشان است. نوشتار حاضر با روش تحلیلی- توصیفی-تطبیقی، عصمت فراتشریعی پیامبر در مسائل اجتماعی و مناصب حکومتی را واکاوی و کنکاش نموده و شبهه ی داوری ناصواب پیامبر را در بوته ارزیابی قرار داده است. یافته ها حاکی از آن است که دلائل عقلی و نقلی محکمی بر عصمت پیامبر اکرم در مسائل اجتماعی و حکومتی وجود دارد و سخن برخی از اندیشمندان اسلامی بر استغفار پیامبر از قضاوت ناصواب، سخنی گزاف و دور از شان پیامبر و مخالف لحن و سیاق آیات است.
