مجله پژوهشهای کلامی تفسیری آماده انتشار مقالات علمی–پژوهشی و تخصصی در حوزههای علم کلام و مطالعات میانرشتهای کلامی–تفسیری است. این مجله با رویکردی مسئلهمحور، از پژوهشهای نظری، تحلیلی و انتقادی در محورهای زیر استقبال میکند:
۱. محورهای اختصاصی علم کلام مجله از مقالاتی که بهصورت مستقل و تخصصی به مباحث کلامی میپردازند استقبال میکند، از جمله: • پژوهش در چالشها و مسائل نوپدید کلامی مرتبط با جهان معاصر • بررسی، تحلیل و نقد دیدگاههای متکلمان اسلامی در حوزههای: o توحید o نبوت o امامت o معاد • تبیین و بازخوانی باورهای اعتقادی با رویکردهای: o عقلی o نقلی o فلسفی–کلامی • نقد جریانها، نظریهها و قرائتهای جدید در الهیات و کلام اسلامی
2. محورهای میانرشتهای کلامی–تفسیری یکی از محورهای اصلی مجله، پژوهشهای میانرشتهای است که به تعامل علم کلام و تفسیر قرآن میپردازند، از جمله: • بررسی تأثیر مبانی و نظریههای کلامی بر تفسیر آیات قرآن (مانند آیات مربوط به توحید، صفات الهی، نبوت، معاد و برزخ) • تحلیل نقش تفسیر قرآن در شکلگیری یا اصلاح دیدگاههای کلامی • نقد و ارزیابی رویکردهای تفسیری متکلمان و رویکردهای کلامی مفسران • مطالعه تطبیقی دیدگاههای کلامی–تفسیری اندیشمندان اسلامی
سیاستها و ویژگیهای مجله • مجله پژوهشهای کلامی تفسیری بهصورت فصلنامه و توسط انتشارات دانشگاه اراک منتشر میشود. • سیاست اصلی مجله بر تسریع فرآیند داوری، شفافیت و تعیین تکلیف مقالات در حداقل زمان ممکن است. • مجله آماده دریافت جدیدترین نتایج تحقیقات، پژوهشهای بنیادین و ایدههای نو از اساتید، پژوهشگران، طلاب و دانشجویان حوزه و دانشگاه میباشد.
مجله پژوهشهای کلامی تفسیری بهصورت فصلنامه توسط انتشارات دانشگاه اراک منتشر میشود. مجله آماده دریافت جدیدترین نتایج تحقیقات مربوط به حوزه کلامی با محوریت تفسیر قرآن کریم میباشد. سیاست اصلی این مجله بر تسریع فرآیند داوری و تعیین تکلیف مقالات در حداقل زمان ممکن استوار شده است. لذا از کلیه اساتید، دانشجویان، پژوهشگران و فعالین حوزه و دانشگاه دعوت میشود که حاصل تحقیقات جدید، پژوهشهای بنیادین و ایدههای نو خود در این زمینه را جهت انتشار به این نشریه ارسال نمایند.
انتشار مجله علمی پژوهشهای کلامی تفسیری در جلسهی هیات نظارت بر مطبوعات مورد موافقت قرار گرفته و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (معاونت امور مطبوعاتی و اطلاعرسانی) مجوز انتشار نشریه را به شمارهی 94288 در تاریخ 1402/5/16صادر نموده است.
برای جلوگیری از سرقت ادبی، مقالات دریافت شده از طریق سامانه همانندجو ایران داک مشابهتیابی میشوند.
مدت زمان داوری به طور متوسط 2 ماه و نوع داوری، دوسو ناشناس (Double Blind Peer Review) است.
فلودیاگرام مراحل داوری و پذیرش مقاله در قسمت فرایند پذیرش مقالات شرح داده شدهاست.
دسترسی به مقالات این سایت آزاد و دانلود مقالات از سایت مجله رایگان میباشد.
این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) میباشد و از آییننامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی مینماید.
چکیده در سنت تفسیری مسلمانان، تبیین خاستگاه نزول آیه ۲۸۵ سوره بقره، در نوسان میان دو روایت کاملاً متمایز قرار دارد: روایتی که آن را محصول «گفتمان آسمانی» و مکالمهای قدسی در شب معراج میداند، و روایتی که آن را پاسخی به «زمینه زمینی» و اضطراب ناشی از تکالیف شاق در میان صحابه معرفی میکند. این پژوهش با اتخاذ رویکرد «موردپژوهی» و روش تحلیل محتوای تطبیقی، به جای نقد سندی صرف، به واکاوی منطقِ ترجیحِ مفسران در گزینش یکی از این دو بستر میپردازد. یافتهها نشان میدهد که این اختلاف، بازتابدهنده دو الگوی هرمنوتیکی و کلامی در مواجهه با متن مقدس است: مفسرانِ «سیاقگرا» با محوریتبخشی به نظم ساختاری سوره، نزول آیه را از نوع «شأن نزولِ موقعیتی» (پاسخ به بحران تاریخی) دانسته و به «الهیاتِ تعامل» دست یافتهاند؛ درحالیکه مفسرانِ «روایی-باطنی» با اصالت دادن به اخبار خاصه، آن را از نوع «شأن نزولِ مَقامی» (بیانگر منزلت فرازمانی) دانسته و «الهیاتِ تکریم» را صورتبندی کردهاند. نوآوری این تحقیق در تبارشناسی این دو پارادایم و اثبات این نکته است که دوگانگی مذکور، نه نشانگر تعارض، بلکه گواهی بر کارکرد دوگانه متن در پوششِ همزمانِ «اضطرابِ تاریخیِ انسان» و «عنایتِ ملکوتیِ خداوند» است.
چکیده چکیده تبیین«اثباتِ نقلی مرتبهی مثالی و عقلی نفس انسانی» نقشی بنیادین در تعریف حقیقت انسان و ترسیم سیر صعودی او تا مقام انسان کامل ایفا نموده و بر مبانی و مسائل سایر علوم انسانی اسلامی نیز تأثیرگذار خواهدبود. این پژوهش، با روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی شواهد نقلی بر مرتبه تجرد مثالی و عقلیِ در آثار صدرا و علامه طباطبائی میپردازد. در فلسفه و کلام الهی، عقل و نقل، مؤید یکدیگرند و در آثار صدرا و علامه، عرضهی براهین عقلی بر آیات و روایات، مورد تاکید است. گسترش این شواهد نقلی، و پیوند آن با مبانی عقلی و فلسفی حکمت متعالیه با تقریری نو از ابتکارات ویژهی علامه است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که؛ در جریان اثباتِ نقلیِ مرتبهی مثالی، تجرد نفس از ماده و برخی از عوارضش را، برایِ تمامی نفوس انسانی چه در دنیا و و چه پس از آن از طریق شواهدی چون «حقیقت رؤیا»، «واقعه معراج»، «کیفیت توفی در هنگام خواب و مرگ» و «بقای صور جزیی در عالم برزخ» اثبات میگردد. در مرتبهی تجرد تام عقلی، نفس با سیر اشتدادی خود به استنادِ شواهد نقلی از سنخ عالم امر و ملکوت شناخته شده و با نیل به «حیات طیبه» مجرد از ماده و عوارضش میگردد که این مقام مختص نفوس کمالیافته است. حاصل آنکه، شواهد نقلی فراتر از نقش مؤید، با ترسیم جزئیاتِ سیرِ اشتدادیِ نفس از نشئهی مادی تا مراتبِ اعلایِ تجردِ عقلی، نقشهی جامعِ استکمال را عیان ساخته و بستری معرفتی برای اتقانِ براهینِ فلسفی فراهم میسازند.
چکیده مسئله نسبت میان تشبیه و تنزیه در توصیف خداوند، از بنیادیترین و در عین حال مناقشهبرانگیزترین مسائل در تاریخ علم کلام و تفسیر قرآن است. زبان قرآن، از یکسو مشتمل بر آیاتی است که با بهکارگیری تعبیرات حسی و انسانی، نوعی تقرّب مفهومی میان خدا و مخاطب برقرار میکنند و از سوی دیگر، آیاتی را دربر دارد که بهصراحت بر تنزیه مطلق ذات الهی از هرگونه مشابهت با مخلوقات تأکید میورزند. جمع میان این دو دسته آیات، همواره زمینهساز شکلگیری رویکردهای متعارض کلامی ـ تفسیری، از تشبیهگرایی تا تنزیه افراطی و تعطیل صفات، بوده است.این مقاله با رویکردی تحلیلی و با تکیه بر روش کلامی ـ تفسیری، میکوشد «راهبرد زبان قرآن» را در مواجهه با این دوگانه بررسی کند؛ راهبردی که نه بر حذف یکی به نفع دیگری، بلکه بر ساماندهی معنادار نسبت میان تشبیه و تنزیه استوار است. زبان قرآن در وصف خداوند، واجد ساختاری هدفمند و هدایتی است که از یکسو امکان فهم و ارتباط مخاطب انسانی را فراهم میآورد و از سوی دیگر، مرزهای تنزیه الهی را حفظ میکند. لذا نتایج حاکی از آن است که جمع میان تشبیه و تنزیه در قرآن، نه امری اتفاقی یا ناشی از تعارض بیانی، بلکه حاصل یک راهبرد زبانی منسجم است که کارکردی کلامی و تربیتی در فرآیند هدایت دینی مخاطبان دارد.
چکیده واژهی «خزائن» با مفاد تفسیری کلامی، جمع «خزینه» است که در متون قرآنی و دینی تنها ناظر به ذخایر مادی و انبارهای محسوس نبوده، بلکه حقیقتی عمیقتر را بازگو میکند. حقیقتی که از آن به عنوان مظهر اراده و فیاضیت الهی در نظام خلقت یاد میشود. مسألهی محوری پژوهش جایگاه خزائن در ساختار وجودی و نظام فیاض الهی و کیفیت اشتمال آن بر منابع طبیعی و مادی محدود یا مراتب متعالیتر و مجردی است. پژوهش با هدف تبیین و تحلیل ابعاد هستیشناختی مفهوم «خزائن» در قرآن کریم به شیوهی توصیفی تحلیلی و بر پایهی دادههای تفسیری و کلامی معتبر سامان یافته است. بررسیها نشانگر آن است که مفهوم «خزائن» در سه ساحت عمده قابل تحلیل است؛ نخست، خزائن مادی مشتمل برآسمانها، زمین و ذخایر طبیعی در عالم محسوس است؛ دوم، خزائن معنوی که به جلوههایی چون علم، رحمت، وحی، و قدرت مطلق الهی مربوط میشود؛ و سوم، خزائن اُخروی که ناظر به پاداش و کیفر در عالم قیامت است. بر اساس یافتههای پژوهش، «خزائن الهی» نشانگر احاطه مطلق خداوند بر مراتب هستی در مقام ایجاد، بقا و تدبیر است؛ بدین معنا که هر موجودی در عرصه هستی، ظهور و تحقق خود را از خزائن بیپایان حق تعالی دریافت میکند و هیچ ذرهای از قلمرو وجود، از فیض و علم بیکران او بیرون نیست. از این رو، تحلیل مفهوم «خزائن» میتواند راهی در جهت فهم عمیقتر از نظام فیاض و وحدت وجودی عالم در پرتو ربوبیت الهی باشد.
چکیده فراماسونری که فعالیت های سیاسی خود را با تلاش های دولت انگلیس در قرن17م. آغاز کرد، به تدریج آرمانهای خود را در سطح جهانی میان تمدن های غرب وشرق پراکنده ساخت. متناسب با شرایط آغازین اوایل عصر قاجار، موج این جریان به سلطنت فتحعلی شاه قاجار نیز اصابت کرد و از همان زمان به طرق مختلف ایرانیان با این جریان آشنا شدند. این آشنایی آگاهی و انگیزه های جدیدی را در میان طبقات بالا و دیپلماتهای ایرانی پدید آورد که لژها را به کانونی برای ورود برنامه و آرمانهای جدید به جامعۀ ایران تبدیل ساخت. باستانگرایی به عنوان آرمانی ماسونی - غربی با کم رنگ کردن و کنار زدن فرهنگ دینی ملتها خواستار جایگزینی خود در جهان بوده است. هدف نوشتار پیش رو در پاسخ به این پرسش است که آیا فراماسون ها و تشکیلات آنان نقشی درتمایلات باستانگرایانه ایرانیان و مواجه با اندیشه دینی از دوره مشروطه تاپهلوی داشته اند؟ نتیجه پژوهش می نمایاند که فراماسونری در قرن 18 م. تفکرات باستانگرایی ایرانیان را که از قرن ها پیش در اذهان ایرانیان وجود داشت زنده و پرورش داده و آن را ارتقا داده و به یک تفکر ایدئولوژیک با برنامه تبدیل ساخت.
چکیده در قرآن از تورات، الواح، صحف و غیره سخن بهمیان آمده است و از سوی دیگر تنخ(عهدعتیق)بهدلیل اینکه کتاب آسمانی یهودیان بهحساب میآید و تشکیلدهنده بخش نخست عهدین(عهدعتیق و عهدجدید) مسیحیان است، دارای اعتبار و جایگاه منحصر بهفرد از نظر یهودیان و مسیحیان است. در قرآن نیز فراوان از کتاب-مقدس بنیاسرائیل سخن گفته شده است. میان آنچه در قرآن درباره کتابهای مقدس یهودیان بیان شده و تنخ(عهدعتیق)چه رابطهای برقرار است؟ آیا تنخ(عهدعتیق)مورد تأیید قرآن است؟ برخی بر این اعتقادند که مراد و مصداق از آیات قرآنی، تنخ(عهدعتیق) که در عهدین گرد آمده، است، از این رو برای آن نوعی تقدّس و حجّیت قائلند. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی در مرحله نخست به کتابهایی که قرآن به حضرت موسی نسبت داده، پرداخته و مراد از آنها را مشخص کرده است و در ادامه رابطه آن کتابها و نوشتهها را با تنخ(عهدعتیق)بررسی کرده است. نتیجه حاصله حکایت از آن دارد که تنخ(عهدعتیق)موجود مورد تأیید قرآن نمیتواند باشد.
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش به شیوه معکوس بر خودگردانی یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانشجویان در درس تاریخ تحلیلی صدر اسلام بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایش با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه اراک بود. نمونهی پژوهش به شیوه در درسترس و به تعداد 58 نفر انتخاب و به شیوه همتاسازی در دو گروه مختلف قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر، مقیاس خودگردانی یادگیری پینتریچ و دیگروت (1990) بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها نیز از روشهای آمار توصیفی و استنباطی تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره استفاده گردید. نتایج تحلیل کواریانس تک متغیره، نشان داد که آموزش یادگیری معکوس بر یادگیری خودگردان دانشجویان تأثیر معناداری نداشته است اما بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان تاثیر معنادار و مثبتی داشته است. همچنین یافتههای تحلیل کواریانس چندمتغیره نیز حاکی از آن بود که یادگیری معکوس بر راهبردهای شناختی و راهبردهای فراشناختی دانشجویان تأثیر معناداری نداشته است.
چکیده از نظر اسلام و آیات قرآن «مردم» یکی از ارکان اساسی حکومت هستند و وحدت و همدلی بین مردم و دولت لازمه جامعه اسلامی است. با مطالعهی منابع اسلامی، میتوان به خوبی درک کرد که اسلام نه تنها بر جنبههای معنوی انسان، اخلاقیات، تقوای افراد و رابطهی انسان با خدا تأکید داشته، بلکه عنایت زیادی به روابط اجتماعی میان مردم و ادارهی امور جامعه داشته است. مصداق بارز حکومتداری اسلامی، دوران هر چند کوتاه زمامداری امام علی(ع) است که ایشان بیشترین تلاش را در جهت همدلی و اعتماد متقابل بین مردم و دولت داشته است. حضرت برای رسیدن به این هدف، از راهکارها و شیوههایی بهره جستهاند که آشنایی با آنها میتواند جوامع اسلامی را برای تحقق مدینه فاضله یاری دهد. بدیهی است، بهترین راه برای آشنایی با نحوه حکومتداری و راهکارها و شیوههای ایشان برای همدلشدن مردم و دولت و تقویت اعتماد متقابل بین آنها بررسی سخنان، نامهها و سفارشهای آن حضرت در نهجالبلاغه است. باتوجه به اینکه پژوهشگران مختلفی از منظر اخلاقی به این موضوع پرداختهاند، مقالهی حاضر که با استفاده از روش اسنادی و با هدف آشنایی با مهمترین راهکارهای تقویت اعتماد متقابل بین دولت و مردم از منظر حقوقی تدوین شده، تلاش شده است اهمیت «مردمداری» و «ارتباط با مردم» از منظر حضرت علی(ع) در قالب شیوههای مردمداری و اصول حاکم بر اصل مردمداری در نهجالبلاغه مورد بررسی قرار گیرد تا پویندگان راستین راه آن امام بزرگوار بتوانند از این آموزهها بهرهمند شوند.
چکیده مناجات عرفانی حضرت علی(ع) در مسجد کوفه دعایی با مضامین عالی معرفتی و سرشار از نکات ناب تربیتی- توحیدی است که درآن مولای متقیان علی (ع) به ترسیم رابطه بین انسان و خدا براساس رابطه فقری و رحمت و عطوفت گسترده خدا نسبت به انسان، با نابترین واژگان و متعالیترین مفاهیم پرداخته است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. هدف از این پژوهش استنباط رهیافت های تربیت توحیدی در مناجات مسجد کوفه است.خداشناسی و خودشناسی کسب شده در پرتو آموزه های این مناجات، جایگاه واقعی خدا در برابر انسان را ترسیم و تبیینی حقیقی از رابطه فقری انسان با خدا ارائه می دهد. ترسیم جایگاه عبد در برابر مولا ، ارتباط و اتصال موجود فقیر با سرچشمه همه «هستی ها»، درک سرمنشاء امیدها و خوف ها ، انقطاع از غیر، دست یابی به نگرش آیه ای نسبت به پدیده ها، رهایی از تسخیر وجود و محوریت رحمت واسعه خدا از جمله آموزه های تربیتی این مناجات عرفانی است.
چکیده دو چهره و توصیف از شخصیت حضرت داود، در عهد عتیق وجود دارد که با هم سازگار نیستند، یکی بندۀ خدا و مطیع او و دیگری چهرهای گناهکار و سرکش در برابر حضرت حق. گرچه از او به عنوان یکی پادشاهان مهم یهودیت یاد میشود، قرآن کریم او را در زمره انبیائی قرار میدهد که به مقام خلافت و پادشاهی ظاهری نیز دست یافت. این پژوهش درصدد است تا بر مبنای اسناد کتابخانهای پس از معرفی ایشان، به تبیین ویژگیهای شخصیتی و شاخصههای حکومت آن حضرت در دو متن عهد عتیق و قرآن کریم پرداخته، و با بیان اشتراکات و تفاوتها، ویژگیهای برجسته آن حضرت در قرآن را معرفی و تبیین کند. از مهمترین یافتههای تحقیق میتوان، به مسیحا بودن حضرت داود در عهد عتیق، عصمت او در دیدگاه قرآن، معجزات فراوان و الهی بودن حکومت ایشان در دو سند اشاره نمود.
چکیده انقلاب اسلامی ایران چهلسالگی خویش را پشت سرگذاشت و شکوفایی و سرزندگی و بلوغ اجتماعی خویش را در معرض نمایش گذاشت. در چنین مطلعی و مقطعی، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی، با صدور بیانیه گام دوم انقلاب، به بازخوانی کارنامه انقلاب اسلامی ایران و برشماری دستاوردها، فتوحات، افتخارات و برکات گذشته و تبیین آسیبها و تهدیدها و فرصت ها و ظرفیتهای مختلف کنونی جامعه و طراحی راهبردهای حرکت آینده و مأموریتهای تمدنی جوانان آن پرداختند. یکی از این راهبردها، راهبردهای سیاست خارجی است که مبتنی بر قاعده نفی سبیل است. در این مقاله با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی، با هدف کشف راهبردهای سیاست خارجی مبتنی بر قاعده نفی سبیل از متن بیانیه گام دوم انقلاب راهبردهای استقلال و آزادی، حکمت و مصلحت، عزت، امنیت و اقتدار و ایستادگی، عدم میل و اعتماد به غرب و نداشتن رابطه دوستانه با غرب و نیز نفی سلطه بیگانگان به دست آمد.